و باز هم عشق و نگرانی ...
خیلی استرس دارم ونگرانشم
ای همه ی من نبود تو نبود منه
خدا مراقب همه باشه ...
خدا جون
خیلی دوسش دارم
توروخدا برام حفظش کن
و باز هم عشق و نگرانی ...
خیلی استرس دارم ونگرانشم
ای همه ی من نبود تو نبود منه
خدا مراقب همه باشه ...
خدا جون
خیلی دوسش دارم
توروخدا برام حفظش کن
نمیدونم چی میشه
فقط میدونم آروم و قرار ندارم
دارم دق میکنم
میترسم
برای همه میترسم
و برای خودم
برای حسینم ، دارم از نگرانی میمیرم ! دارم میمیرم
به امام رضا وامام حسین میسپرمت خدا نگهدارت باشه جون من:)
نمیدونم،اونجوری که من دوسش دارم که همه فهمیدن ، اونجوری که قلبم براش میره واضحه
حق دارم، دارم از غصه میمیرم :)
خدا مراقب همشون باشه :) خدایا لطفا بخیری بگذرون همچی دستتوئه:)
وگاهی با خودممیگم عشق حسین بامن چیکار کرد؟! چه بلایی بر سرم اورده ؟!
مگه میشه من؟ با این همه استرس ، یجوری عاشق بشم که خودمم ندونم ؟!
اونقدر دلم براش تنگ میشه، اونقدر دوستش دارم، اونقدر براش میمیرم ، گه همیشه میترسم نکنه تو خیلی چیزا تعادل رو برقرار نکنم و اشتباه پیش ببرم زندگیمو!
دوست دارم بهش بگم توجون منی ، قلب منی ، عشق منی ، تن منی ، روحمنی
انکار تو نبودی هیچی نبود
تو امن ترینی برای من ، وقتی دستاتو میگیرم انگار همه چیزای دنیا رو به من بخشیدن ❤️
گاهی از لطف خدا وامام حسین وامام رضا متعجب میشم که چطور دقیقا همونی که میخواستم رو و بخاطرش قید خیلی چیزا رو زدم و بهم داد ❤️
کاش که همیشه قدر همو بدونیم 🩷
ما هفته ذیگه خانواذگیمیریم پیش اقای امام رضا یه خطبه ی عقذ هم اونجا براشون خونده بشه ❤️
اما خب محضری عقد کردیم
خدا جون حواست بهم باشه❤️
خلاصه امسال تولدم رو با حسین در حضور فامیلای جفتمون جشن گرفتیم و با تمام حواشی قشنگ ترین تولد کنار عزیز دلم بود :)
حسین هنوز نمیدونه من چقدر دوستش دارم چقدر ❤️
جشنمون عالی بود عالی به لطف امام حسین عزیزم :) و حسین جان من
شنیدی میگن خدا روزی رسونه؟
خدا حسین رو برای روزای من رسونده :)
جشن نامزدی و تولدم۹ اسفند به وقت آخرای ۱۴۰۳